الملا فتح الله الكاشاني
187
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ خداى با من است مرا راه نمايد پس حق سبحانه وحى كرد به او كه أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ عصاى خود را بر دريا زن و در خبر آمده كه موسى يك بار عصا بر دريا زد هيچ اثرى بر آن مترتب نشد بار ديگر بزد و گفت ( يا ابا خالد انفلق باذن اللَّه ) ايدريا بفرمان خدا شكافته شو فىالحال دوازده راه خشك در آن پيدا شد بعدد اسباط بنى اسرائيل كه دوازده بودند و هر سبطى را نقيبى بود پس هر نقيبى براهى فرو رفتند و سبط او در قفاى او حقتعالى باد و آفتاب را امر كرد تا راه ها را از وحل خشك كردند بر وجهى كه در خبر است كه به جهت سم زدن اسبان ايشان بر آن زمين گرد بر هوا ميرفت و چون بميان دريا رسيدند يكديگر را نميديدند گفتند اى موسى ما دوستان و خويشان خود را نمىبينيم كه چه حال دارند مبادا كه غرق شده باشند موسى دعا كرد تا حقتعالى حواجز و حواجب كه از آب بود طاقها ساخت تا آنان كه بر كناره ميرفتند كسانى را مىديدند كه بر طرف ديگر بودند و چون همه لشكر موسى ع از آب گذشتند فرعون و لشكر او بكنار دريا رسيدند و فرعون چون راههاى خشك را در ميان دريا بديد دانست كه بمعجزهء موسى است خواست تا تلبيس كند بر عوام گفت ميبينيد كه دريا از هيبت من شكافته شده و راههاى خشك در آن پيدا شده تا دشمنان را بگيرم فرو رويد و ايشان را بگيريد گفتند نميرويم تا تو سبقت نمايى بر ما فرعون تعلل مىكرد و قدم پيش نمينهاد و او بر اسب فحل نشسته بود جبرئيل بيامد بر ماديانى نشسته و اسب خود را در پيش اسب فرعون راند و به دريا فرو شد اسب ايغر فرعون چون ماديان را بديد عنان اختيار از دست فرعون ربوده سر در عقب ماديان نهاد و هر چند فرعون خواست كه او را باز دارد ميسر نشد آن گاه به دريا فرو رفت و چون قبطيان ديدند كه فرعون به دريا در آمد همه در عقب او روان شدند و ميكائيل از عقب لشگر درآمد و همهء ايشان را به دريا راند چون همه بميان دريا در آمدند حقتعالى فرمانداد تا آن طاقهاى آب بر هم آمدند فرعون چون علامت غرقشدن ديد ملجا شد و گفت لا إِله إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِه بَنُوا إِسْرائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ جبرئيل پارهء گل دريا در دهن او زد و گفت آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ اكنون كلمه توحيد مىگويى كه گرفتار شده و پيش از اين عاصى و مفسد بودى بنى اسرائيل از آن كنارهء دريا مىنگريستند و آن حال را ميديدند مرويست كه چون فرعون با لشگريان در ميان دريا درآمدند و طاقهاى آب بر ايشان فرو ريخته شد بنى اسرائيل موسى را گفتند ما مىترسيم كه فرعون از راهى ديگر بر آمده ما را اسير گرداند و بكشد موسى گفت ايمن باشيد كه حقتعالى او را با همهء قوم هلاك گردانيد گفتند ما اطمينان نداريم تا فرعون را مرده نبينيم موسى دعا كرد تا حقتعالى جثهء او را بر سر آب انداخت با جمله سلاحها كه پوشيده بود ايشان آن را ديده ايمن گشتند و ذلك قوله تعالى فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ اى بدرعك و در روايت آمده كه چهار صد من آهن بر او بود و